
به نام خدایی که تو تک تک لحظه های زندگیم کمک کرد و کمکم میکنه
سلام
توی این پست میخوام برم به آینده ببینم چه حسی دارم وقتی خودارضایی رو ترک کردم...
فرض میکنم الان روز 40ام ترک خودارضایی م تموم شده :
خدایا صد هزااااار مرتبه شکرت ...شکککرت خداااا که اینقدر کمکم کردی
خدایا بالاخره تموم شد روزای سخت زندگیم تموم شد
خدایاا میخوام داااد بزنم بگن بالاخره منم تونستم ...منم رسیدم...
خدایا خودت میدونی توی این دو سال چقدر سختی کشیدم ، چقدر اشتباه کردم ، چه روزای سختی رو گذروندم
ولی الان حالم خوبه چون همه چیز تموم شد...
الان اون روزایی یادم میاد که گریه میکردم ، از صبح تا شب بیدار میمونم ، باهات عهد میبستم ...که فقط بتونم
خودارضایی رو ترک کنم ، که فقط بشه نجات پیدا کنم :
چقدر نامه مینوشتم که اگه فلان اتفاق بیفته ترک میکنم ولی هیچ وقت نتونستم این طوری ترک کنم ...
چون من منتظر معجزه بودم ، چون منتظر بودم تا یه اتفاقای عجیبی بیفته تا من ترک کنم ولی تو
گفته بودی که :
خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمیدهد
مگر آنان آنچه در خودشان است تغییر دهند
خدایا من زندگیم همون زندگی قبلی بود ولی انتظار داشتم نتیجه بگیرم و نمیگرفتم ...
خدایا کمکم میکنی از این به بعد تا آخر عمرم بتونم پاک باشم ؟
ازت ممنونم
شکرت...
اینقدر از ترک این عمل نتیجه گرفتم که هرچی بگم کمه :
خدایا شکرت که کمکم کردی که برق توی چشمام برگرده ...الان چشمام خیلی عشق داره خیلی
قشنگه
شکرت خدا
خدایا از صورتم هرچی بگم کمه
چقدر صاف شده پوستم ، چقدر نشاط داره صورتم ، دوباره روح صورتم برگشته
خیلی ناراحت شدم وقتی توی دانشگاه یکی بهم گفت که صورتت بیxadروحه ولی اینقدر الان صورتم
روح داره اینقدر قشنگ شده که دوست دارم فقط دربارش بگم شکرت
شکرت شکررررت شششکرررت شکرتت به خاطر این زیبایی که بهم هدیه دادی شکرت که اینقدر
قشنگم خدایا شکرت که اینقدر مهربونی
خیلی دیگه صورتم رو دوست دارم ...یادمه موقعی که هنوز درگیر خ.ا بودم چقدر از خودم بدم میxadاومد
چقدر از قیافم ناراحت بودم و خودم رو زشت میدونستم ولی الان همه چی عوض شده
مردابی که طی چند سال تشکیل شده بود و هر روز بدبوتر و کثیف تر میشد با بارون رحمت تو
یه رودخونه شد یه رودخونه خیلی بزرگ که الان دیگه به دریا وصله
رودخونه ای که اینقدر زلاله که همه از کنار اون بودن حس خوب میگیرن
همه موندن که چی شده که ایتقدر قشنگ شدم ولی خودم و خودت میدونیم که چه اتفاقایی پشتش بوده
خدایا چندساله پیش رو یادم میاد زمانی که هنوز دانشگاها نیومده بودم و یه شب تو خونه
وقتی عکسارو نگاه میکردیم دو نفر گفتن که نسبت به گذشته خیلی زشت تر شدم
ولی الان همه اعضای خانوادم میگن که چقدر قشنگم خدایا شکرت
یاد این آهنگ افتادم :
یه غروره یخی یه ستاره زرد یه شب از همه چی به خدا گله کرد
یه دفه به خودش همه چیزو سپرد دیگه گریه نکرد فقط حوصله کرد
خدا داره گریهxadم میگیره ولی این گریه با تموم گریه های این دوسال فرق میکنه این اشکا اشک شوقه
این همه تغییر کردم
اینقدر عالی شدم
اینقدر با انرژی و شوخ شدم
خدایاااااااااااااا شکرررررت شکرت
به خدا میگن یه قدم برو سمت خدا ، خدا ده قدم میاد راسته
دوست دارم این لحظه ها تموم نشه
چقدر یه عادت بد میتونه آدم رو داغون کنه چقدر اسیب دیدم از این عمل ولی ایقدر الان حالم خوبه که فقط
میتونم بگم شکرت که بیشتر از این فرو نرفتم تو این مرداب
چقدر الان لبخندام قشنگ شده خب وقتی که چشام اینقدر قشنگه و برق داره ، وقتی که صورتم اینقدر نور داره
خب معلومه قشنگ میشه
خدایا اگه میدونستم اینقدر نتیجه میده ترک این عمل ؛ خیلی خیلی زود تر سعی میکردم پاک
باشم...
زندگی رویایی من از این لحظه دیگه شروع میشه
زندگی ای که توی اون میخوام به تمام اهدافم برسم
زندگی ای که هر کسی که منو میشناسه وقتی ببیندتم از تعجب دهنش باز بمونه
میخوام این دوسال رو جبران کنم
خدایا یه چیزی یادم اومد
من چقدر توی این سالا افسرده شده بودم
یادمه آهنگ گوش میکردم و گریه میکردم ....چقدر روابطم با اطرافیانم داغون بود ...چقدر زود رنج شده بودم
خدایا منو به خاطر اشتباهاتم ببخش .....
قبلنا من اعتماد به نفسم خیلی بود بعد از دبیرستان به بعد کم کم اومد پایین اومد پایین
تا اینکه اینقدر کم شد که تو دانشگاه ازم یه سوال میپرسیدن دستام میلرزید بلد بودم هاا ولی دستام میلرزید
و کلی استرس میگرفتم ، اگه سوالی داشتم نمیتونستم بپرسم
ولی الان همه چی عوض شده شاید اون اعتماد به نفس پایین قبل مبتلا شدن به خودارضایی به وجود اومده بود
ولی با خ.ا خیلی بدتر شد ولی
الان خیلی اعتماد به نفس دارم هر حرفی بخوام بزنم رو راحت میزنم خیلی هم قشنگ صحبت میکنم
وواقعا دارم روز به روز به خود واقعیم نزدیک تر میشم
توی این دنیایی که باید به همه اسکار داد از بس قشنگ نقش بازی میکنن من سعی میکنم نقابام رو بردارم و
خودم باشم خود واقعیم
خدایا شکرت به خاطر این لحظه های فراموش نشدنی شکرت به خاطر این لحظه های تکرار نشدنی شکرت
شکرت
شکرت به خاطر تمام روزهایی که به پاکی گذشت
شکرت به خاطر زندگی رویایی من
شکرت شکرت شکرت
خواب دیدم در ساحل با خدا قدم میزنم بر پهنه آسمان صحنه هایی از زندگی برق زد .
در هر صحنه دو جفت پا بر روی شن ها دیدم یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا ...
متوجه شدم چندین بار در طول زندگی ام فقط یک جفت پا بر روی شنها بوده است
همچنین متوجه شدم که در این سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگی ام بوده است
این واقعا برایم ناراحت کننده بود و درباره اش از خدا سوال کردم :
خدایا تو گفتی اگر به دنبالت بیایم در تمام راه همراهم خواهی بود
ولی دیدم که در سخت ترین دوران زندگی ام فقط یک جفت پا وجود داشت
نمیفهمم چرا هنگامی که بیش از هر زمان به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی :
خدا پاسخ داد :
بنده بسیار عزیزم من در کنارت هستم تنهایت نخواهم گذاشت ...
اگر در آزمون رنج ها فقط یک جفت جایپا دیدی زمانی بود که تو را در آغوشم حمل میکردم.
خدایا منو ببخش یه خاطر همه لحظه هایی که ماهی قلب من خلاف جهت اقیانوس تو شنا میکرد
شکرت به خاطر همه چی
خدایا منو ببخش...ما را در سایت خدایا منو ببخش دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146